<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>مُهر بر لب زده</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " مُهر بر لب زده "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Tue, 22 May 2012 13:57:29 GMT</lastBuildDate>
<author>عبد (محمد شكوهي)</author>
<item>
<title>در گذر تا در گذرد دوست ...</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/469/%d8%af%d8%b1+%da%af%d8%b0%d8%b1+%d8%aa%d8%a7+%d8%af%d8%b1+%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%af+%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa+.../</link>
<description>&lt;p&gt;از پيامبر اعظم(صلي الله عليه وآله وسلم)نقل شده است: مردي كه كارش داد و ستد با مردمان بود، در همه عمر، عمل خيري نكرد و چون مودي خود را براي وصول طلب ها مي فرستاد، مي گفت: آنچه را به آساني مي تواني بستاني، بستان و آنچه را كه بايد به دشواري به دست آوري، واگذار و درگذر تا مگر خدا از ما درگذرد. چون بمرد، خدايش گفت: آيا هيچ كار خيري كرده اي؟ گفت نه... اما غلامي داشتم كه چون او را به دريافت مطالبات خود مي فرستادم، به او مي گفتم آنچه را كه به آساني مي تواني بستاني، بستان و آنچه را كه بايد به دشواري به دست آوري، واگذار و درگذر تا مگر خدا از ما درگذرد. خداوند گفت: اينك من از تو درگذشتم...1&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پي نوشت&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- صدر بلاغي، پيامبر رحمت، ص 32&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 04 May 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/469</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631158</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/469/%d8%af%d8%b1+%da%af%d8%b0%d8%b1+%d8%aa%d8%a7+%d8%af%d8%b1+%da%af%d8%b0%d8%b1%d8%af+%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa+.../</guid>
</item>

<item>
<title>دعاي هميشگي</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/468/%d8%af%d8%b9%d8%a7%d9%8a+%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%b4%da%af%d9%8a/</link>
<description>&lt;p&gt;امام صادق(ع) فرمود: شبي رسول خدا(ص) در خانه ام سلمه بود. ام سلمه نيمه هاي شب آن حضرت را در بسترش نيافت، ترسيد كه مبادا آسيبي به آن حضرت وارد شده باشد. برخاست و به جست وجوي پيامبر اعظم(ص) پرداخت، تا اينكه آن بزرگوار را در گوشه خانه يافت كه ايستاده و دست هايش را به سوي آسمان بلند كرده و گريه مي كند و به خدا عرض مي نمايد: &amp;laquo;اللهم و لاتكلني الي نفسي طرفه عين ابداً&amp;raquo; خدايا به اندازه يك چشم برهم زدن مرا به خودم وانگذار. &lt;br /&gt;ام سلمه با ديدن آن حالت، منقلب و گريان شد. رسول خدا(ص) نزد ام سلمه آمد و فرمود چرا گريه مي كني؟&lt;br /&gt;عرض كرد: چگونه گريه نكنم، با اينكه شما با آن مقام ارجمندي كه در پيشگاه خداداري، اين گونه گريه مي كني؟&lt;br /&gt;پيامبر اعظم(ص) فرمود: اي ام سلمه! چگونه خود را ايمن بدانم با اينكه خداوند به اندازه يك چشم به هم زدن يونس(ع) را به خودش واگذار نمود و حضرت يونس (بر اثر ترك اولي) به آن عذاب سخت الهي گرفتار شد!&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 02 May 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/468</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631156</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/468/%d8%af%d8%b9%d8%a7%d9%8a+%d9%87%d9%85%d9%8a%d8%b4%da%af%d9%8a/</guid>
</item>

<item>
<title>تنبيه روشمند ...</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/467/%d8%aa%d9%86%d8%a8%d9%8a%d9%87+%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af+.../</link>
<description>&lt;p&gt;روزي پيامبراعظم(صلي الله عليه و آله) خادمي را از پي كاري مختصر به جايي نزديك فرستاد و او حدود نصف روز غايب شد، چندان كه حضرت ازطول مدت غيبت وي به خشم آمد، به گونه اي كه نزديكان پيامبر(ص) گمان بردند چون خادم بازآيد، كيفري سخت خواهد ديد. چون خادم بازآمد، رسول اكرم(ص) با مسواكي كه در دست داشت، به سوي او اشاره كرد و فرمود: &amp;laquo;اگر بيم قصاص از سوي خدا نمي بود، تو را با اين مسواك ضربتي دردناك مي زدم.&amp;raquo;(1)&lt;br /&gt;روشن است كه مسواك چوبي كوچك است و ضربتي از آن، حتي كودك را نمي آزارد تا چه رسد به جواني قوي، ولي با وجود اين، حضرت خشم خود را فرومي خورد و از زدن خادم با آن مسواك به علت ترس از انتقام و قصاص خدا خودداري مي كند.&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پي نوشت&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- پيامبر رحمت، ص87&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 30 Apr 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/467</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631152</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/467/%d8%aa%d9%86%d8%a8%d9%8a%d9%87+%d8%b1%d9%88%d8%b4%d9%85%d9%86%d8%af+.../</guid>
</item>

<item>
<title>پيروزي قطعي مسلمين ...</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/466/%d9%be%d9%8a%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%8a+%d9%82%d8%b7%d8%b9%d9%8a+%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%d9%8a%d9%86+.../</link>
<description>&lt;p&gt;پس از جنگ بدر و پيروزي مسلمانان، جمعي از يهود گفتند: آن پيامبر امي كه ما وصف او را در كتاب ديني خود &amp;laquo;تورات&amp;raquo; خوانده ايم كه در جنگ مغلوب نمي شود، همين پيامبر است. بعضي ديگر گفتند: عجله و شتاب نكنيد تا نبرد و واقعه ديگري واقع شود، آن گاه قضاوت كنيد. هنگامي كه جنگ احد پيش آمد و با شكست مسلمانان پايان يافت، يهوديان گفتند: نه به خدا قسم آن پيامبري كه در كتاب ما بشارت به آن داده شده اين نيست. به دنبال اين واقعه، نه تنها مسلمان نشدند، بلكه بر خشونت و فاصله گرفتن از پيامبر و مسلمانان افزودند. حتي پيماني را كه با رسول خدا در مورد عدم تعرض داشتند، پيش از پايان مدت نقض كردند، و شصت نفر سوار به اتفاق كعب بن اشرف به سوي مكه رهسپار شدند و با مشركان براي مبارزه با اسلام هم پيمان گرديده و به مدينه مراجعت كردند. در اين هنگام اين آيه نازل شد: &amp;laquo;اي پيامبر به آنها بگو (از پيروزي جنگ احد شاد نباشيد) به زودي مغلوب مي شويد و در جهنم محشور خواهيد شد (آل عمران- 12) بنابراين پيامبر اعظم با اين آيه پاسخ دندان شكني به آنها داد كه به زودي همگي مغلوب و اسلام پيروز و سربلند مي شود.(1)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پي نوشت&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- تفسير نمونه، ج2، ص223&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Apr 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/466</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631150</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/466/%d9%be%d9%8a%d8%b1%d9%88%d8%b2%d9%8a+%d9%82%d8%b7%d8%b9%d9%8a+%d9%85%d8%b3%d9%84%d9%85%d9%8a%d9%86+.../</guid>
</item>

<item>
<title>صفات بهشتي</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/465/%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa+%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%8a/</link>
<description>&lt;p&gt;محمدبن كعب&amp;raquo; گفت: روزي با جمعي از ياران پيامبراعظم(ص) به اتفاق آن حضرت در مسجد نشسته بوديم. در اين زمان حضرت فرمود: &amp;laquo;اكنون مردي از اين در داخل مي شود كه اهل بهشت است.&amp;raquo; پس &amp;laquo;عبدالله بن سلام&amp;raquo; وارد شد.&lt;br /&gt;بعضي از ياران حضرت نزد او رفتند و گفتند: اي عبدالله! ما را از كارهاي خود كه اميد واعتماد داري تا به وسيله آن وارد بهشت شوي، آگاه كن. او در جواب گفت: من مردي ناتوان و كم عمل هستم. ولي بهترين چيزي كه به واسطه آن به خداوند اميد دارم تا مرا مورد آمرزش قرار دهد، دو چيز است: اول آنكه سلامت و پاكي نفس دارم و هرگز بدخواه كسي نيستم، دوم آنكه گفتار بيهوده را ترك كرده ام و از چيزهايي كه برايم ضروري نيست، سخن نمي گويم.(1) در اين رابطه پيامبر اسلام(ص) فرمود: طوبي لمن امسك الفضل من لسانه و انفق الفضل من ماله. خوشا به حال كسي كه زيادي زبانش را نگه دارد و زيادي مالش را انفاق كند. (2)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پي نوشت&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- محجه البيضاء ج 5، ص 201&lt;br /&gt;2- مجموعه و رام ، ج 1، ص 108&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Thu, 26 Apr 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/465</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631148</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/465/%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa+%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa%d9%8a/</guid>
</item>

<item>
<title>محقق شدن دعاي سيد الساجدين (ع)</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/464/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82+%d8%b4%d8%af%d9%86+%d8%af%d8%b9%d8%a7%d9%8a+%d8%b3%d9%8a%d8%af+%d8%a7%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%ac%d8%af%d9%8a%d9%86+(%d8%b9)/</link>
<description>&lt;p&gt;منهال بن عمرو گويد: من بر امام سجاد(ع) وارد شدم، پس از آن كه از مكه مراجعت كرده بودم.&lt;br /&gt;امام فرمود: حرمله (قاتل علي اصغر) در چه حالي است؟&lt;br /&gt;عرض كردم: از كوفه كه مي آمدم هنوز زنده بود.&lt;br /&gt;امام دستانش را به سوي آسمان بلند كرد و نفرين كرد و گفت: خدايا حرارت آتش را به او بچشان. &amp;laquo;اللهم اذقه حرالحديد&amp;raquo; خدايا حرارات آهن را به او بچشان.&lt;br /&gt;مهال گويد: پس به كوفه بازگشتم. مختار تازه قيام كرده بود و با من دوست بود. با او به مكان عبادي كوفه رفتيم، پس جمعي با شتاب آمدند و گفتند: اي امير بشارت باد كه حرمله دستگير شد. سپس حرمله را نزد مختار آوردند، اول دستها و پاهاي حرمله را باشمشير قطع كردند و سپس او را در آتش انداختند. منهال گويد: به ياد نفرين امام سجاد(ع) افتادم و سبحان الله گفتم: مختار گفت: اين تسبيح از روي تعجب بود؟! من نفرين امام سجاد(ع) را براي مختار نقل كردم. مختار خوشحال شد و دو ركعت نماز خواند و سجده كرد كه دعاي امام به دست او مستجاب شد و شكر خدا كرد كه اين توفيق نصيب او شد&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 24 Apr 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/464</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631144</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/464/%d9%85%d8%ad%d9%82%d9%82+%d8%b4%d8%af%d9%86+%d8%af%d8%b9%d8%a7%d9%8a+%d8%b3%d9%8a%d8%af+%d8%a7%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%ac%d8%af%d9%8a%d9%86+(%d8%b9)/</guid>
</item>

<item>
<title>راهه بهشت ...</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/463/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%87+%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa+.../</link>
<description>&lt;p&gt;شخصي حضور پيامبراعظم(صلي الله عليه وآله وسلم)آمد. حضرت فرمود: &amp;laquo;آيا مي خواهي تو را به امري راهنمايي كنم تا خداوند به وسيله آن، تو را به بهشت ببرد. &amp;laquo;آن شخص گفت! آري يا رسول الله! حضرت فرمود: &amp;laquo;از آنچه خداوند به تو نعمت داده، به ديگران عطا كن.&amp;raquo; عرض كرد: اگر خودم نيازمندتر باشم، چه كنم؟ حضرت فرمود: &amp;laquo;شخص مظلومي را ياري كن.&amp;raquo; گفت: &amp;laquo;اگر خودم مظلوم تر و ناتوان تر بودم چه كنم؟ فرمود: شخص نادان و ناآگاهي را راهنمايي كن. گفت: اگر خودم از او نادان تر و ناآگاه تر بودم، چه كنم؟ حضرت فرمود: &amp;laquo;از زبانت مراقبت كن و جز در موارد نيك از آن استفاده نكن&amp;raquo; پس حضرت فرمود: &amp;laquo;آيا خوشحال نمي شوي كه يكي از اين ويژگي ها را انجام دهي تا به واسطه آن به بهشت بروي.&amp;raquo; (1)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پي نوشت&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- كافي، ج3، ص175&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 22 Apr 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/463</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631142</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/463/%d8%b1%d8%a7%d9%87%d9%87+%d8%a8%d9%87%d8%b4%d8%aa+.../</guid>
</item>

<item>
<title>معلمي هم عالمي داره !!!!! ...</title>
<link>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/462/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85%d9%8a+%d9%87%d9%85+%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%8a+%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87+!!!!!+.../</link>
<description>&lt;p&gt;شخصي به نام عبدالرحمن، مدتي در مدينه معلم كودكان و نوجوانان بود، يكي از فرزندان امام حسين (ع) به نام &amp;laquo;جعفر&amp;raquo; به مكتب او رفت. معلم، آيه شريفه &amp;laquo;الحمدلله رب العالمين&amp;raquo; را به جعفر آموخت. امام حسين (ع) به سبب اين آموزش هزار دينار و هزار حله (پيراهن مرغوب) به آن معلم داد. شخصي از امام پرسيد، آيا آن همه پاداش به معلم دادن، رواست؟ امام حسين (ع) در پاسخ فرمود: آن چه دادم چگونه برابري مي كند با ارزش آنچه او به پسرم جمله &amp;laquo;الحمدلله رب العالمين&amp;raquo; را آموخت.&lt;br /&gt;پيامبر اعظم (ص) نيز دراين باره فرمود: وقتي معلم، بسم الله الرحمن الرحيم را به كودكي بياموزد خداوند براي او و آن كودك و پدر و مادر كودك، برائت از آتش را مي نويسد. (1)&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پي نوشت&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;1- تفسير برهان، ج 1، ص 43&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 14:00:00 GMT</pubDate>
<comments>http://mehrab110.parsiblog.com/Comments/462</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2631141</wfw:commentRss>
 <dc:creator>عبد (محمد شكوهي)</dc:creator>
<guid>http://mehrab110.ParsiBlog.com/Posts/462/%d9%85%d8%b9%d9%84%d9%85%d9%8a+%d9%87%d9%85+%d8%b9%d8%a7%d9%84%d9%85%d9%8a+%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%87+!!!!!+.../</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


